بوق‌هاي مكرر و تخلفات پي‌در‌پي رانندگان، سرگرداني شهروندان، سرريز آب در كوچه‌ها و خيابان‌ها‌ تصاوير آشنايي از  بارش باران و برف در تهران است. انگار كه در كلانشهر پايتخت، باران هيچ نسبتي با شعر معروف كودكي‌هايمان، باز باران با ترانه... كه يادآور زيبايي و لطافت باران بود، ندارد.
شايد در نگاه اول انگشت اتهام به سوي مشكلات زيربنايي ساختار شهري تهران و معضلات ترافيكي دراز شود اما چرا شهروندان اين چنين دچار آشفتگي ذهني و رفتاري مي‌شوند؟ رانندگان تهراني گويا عادت كرده‌اند با هر بارش برف و باران رو به رفتار‌هاي خشن بياورند. از سوي ديگر عابران نيز در روزهاي باراني گويي اتفاق خاصي در شهر افتاده است و هراسان و پريشان به دنبال وسيله نقليه براي رسيدن به مقصد هستند. از سوي ديگر بارش باران فرصتي مناسب در اختيار رانندگان سودجو مي‌گذارد تا از اين رهگذر كرايه‌هاي چند برابري از مسافران دريافت كنند.
اين كه بارش باران سبب كندي حركت خودروها مي‌شود قابل انكار نيست اما آيا لزومي دارد كه همه شهروندان صبح‌ها ديرتر از منزل خارج شده و عصر‌ها همه با هم و بدون كوچكترين تحملي از محل كار برگردند؟ در اين بين پليس راهنمايي و رانندگي نيز  زير باران بايد دباخلاقي‌هاي  نامتعارف رانندگان  را تحمل كند و معمولا قيد جريمه رانندگان متخلف را هم ميزند و فقط تلاش ميكند كه گره كور ترافيك را بگشايد.
 مجموع شرايط موجود ما را به اين نتيجه مي‌رساند كه شهروندان تهراني فارغ از معضلاتي كه در زمان بارش و باران گريبان آنها را مي‌گيرد  اساسا نسبت به بارش و باران شرطي شده‌اند و بارش باران و برف را عاملي بر به هم خوردن نظم زندگي خود مي‌دانند و از اين رو بسياري از كارهاي روزمره خود را هم تعطيل مي‌كنند. شايد اگر شهروندان تهراني اندكي قدرت انطباق‌پذيري خود را بالا ببرند  شرايط نامناسب شهر در مواقع باراني كاهش پيدا مي‌كند.